پسر با ناراحتی : میدونی ، به خدا میخواستم بت بگم که پدر من کارمند شهر داریه ، اما ...
دختر : عزیزم اصلاْ مهم نیست که پدرت رفته گره.
پسر با ناراحتی : نمیخواستن بهت دروغ بگم اما...
دختر : تورو خدا بیخیال دیگه ، اصلاْ فکر کردی پدر من چیکارست؟
پسر با خوشحالی : چیکارست؟
دختر : مهندس عمران!... |