صفحه شخصی پدرام اعظم پناه

ما نسلی هستیم که مهمترین حرق های زندگیمان را نگفتیم، تایپ کردیم!...


مشاهده شبکه های دنیا مشاهده شبکه های دنیا
بدون نیاز به هزینه‌های اضافی فقط با این نرم‌افزار  تمام شبکه ها را ببینید
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 27 شهریور ماه سال 1390

چند کلامی با مارک زاکبرگ...

Mark Zuckerberg عزیز! درود بر شما ( بر شما انصافاً سه رود )

از دستت که هیچ، از هیچکدام از اعضای بدنت راضی نیستم. از آخرین کرده ات ساعت هاست اعصابم خراب و خاطرم آزرده است. زین رو بی مقدمه امّا با یاد و نام خداوند جان و خرد مینویسم.


چند صباحیست که یک دوجین موجودات و گونه های عجیب و غریب و تخیّلی، از علی آبادِ کتول ترین گوشه های بِکر Facebookت، خیلی جاخالی وار آمده اند Subscriberهای قسم خورده ی من شده اند که مثالشان را فقط و فقط سال ها پیش در اوان کودکی، در سفر نامه ماژلان و کتُب Harry Potter خوانده ام. به گمانم خداوندگار در زمان خلقت ایشان خسته از سر کار آمده بوده.


حالا درست است Mark هستی و ما بی مارک، اما قبول کن، معصوم که نیستی، گاهی کرسی شعر هم میسازی دیگر! الله وکیلی اگر پشیمانی و رویت نمیشود بیان کنی، جهنم و ضرر، من گردن میگیرم و میگویم Subscribe به اصرار من بوده. در غیر این صورت عاجزانه تقاضا میکنم، جان مادرت حالا که نه، جان سَگَت Beast، دکمه ی گَه خوردمی چیزی بیندیش باشد که از شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ برهیم.


با تشکر از اینکه هنوز پروفایل من به حول و قوه ی الهی و صد البته شما، فعّال است...



چهارشنبه 23 شهریور ماه سال 1390

خیانت...

وقتی تو Facebook چَت میکنم، حس میکنم دارم به Yahoo! Messenger خیانت میکنم.