کلاً آدمی نیستم که تحت تأثیر عوامل خارجی مثل جملات قصار در مورد زندگی و عشق و ازین جور خزعبلات قرار بگیرم، اما امروز روی دیوار فیس بوک یکی از دوستام یه جمله ای رو خوندم که خیلی حالم رو گرفت :
"یه زمانی همه چی بو داشت. بوی عید، بوی امتحان ثلث سوم، بوی اول مهر، بوی عصر تابستون، بوی ماه رمضون. ولی چندوقته همه چی بی بو و خاصیت شده..."
واقعاً همین جوره. خیلی دوست دارم بدونم واقعاً دیگه چیزا بو ندارند یا مشام ما پر شدند. اول مهر ها بوی لباس و کتاب نو، بوی صبح زود و ساعت کو شده و مداد و تراش و جوراب تمیز و ...
تابستونا بوی کولر و آفتاب و مسافرت و ساعت 9 و استخر و کلاس تابستونه و...
ماه رومضون ها بوی سحری و تلوزین و کلیپ اسماء الله و زولبیا و آب جوش و...
بوی پائیز، بوی عید، بوی عروسی و عقد، بوی ماشین جدید، بوی خونه ی خاله!
پدرم دلش به حال من میسوزه و من دلم به حال روزی میسوزه که بچه های ما تو صفحه ی شخصیشون بنویسند : بوی مانیتور، بوی اینترنت، بوی فیس بوک، بوی ادلیست، بوی ریکوءست...



