صفحه شخصی پدرام اعظم پناه

تمامی مطالب این وبلاگ شخصی و متعلق به من و دوستانم میباشد.از عزیزان خواهشمندم دقت فرمایید که در این وبلاگ گشتم نبود نگرد نیست!


درمان سرطان با سایبرنایف درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
شامپو رفع سفیدی مو
بیش از 15 سال جوان شوید
با این شامپو دیگر نیازی به رنگ مو ندارید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 31 خرداد ماه سال 1387

مینویسم به سلامتی مهندس مراوندی

تا اونجایی که من میدونم،هیچ موجود زنده ای تا ۲۴ تیر امتحان نداره به جز بچه های آی تی دانشگاه ما!

F u c k if i know

پنجشنبه 30 خرداد ماه سال 1387

یکی از روز های تابستان امسال.

میگم : اووف ، نوید که که پزونه. کولر رو بزن!

میگه : برق نیست!...

 

 ســــه ساعت بعد.

 

میگم : نوید خیلی گرممه ( آید به دستم!... ) ، من میرم یه دوش بگیرم.

میگه : آب رفت!...

 

 ســــــــه ساعت بعد.

 

میگم :  نوید برق اومد ، کولر رو بزن!

میگه : آب نیست!...

میگم : پس من میرم بخوابم.

میگه : نخواب ، میمیری!...

 

 ســــــــــــــــه ساعت بعد.

 

 میگه : آب اومد ، کولر رو بزنم؟

میگه :  پدرام؟

میگه :  اما دیگه هوا خنک شده!

میگه :  پــــــدرام؟ هـــــــــــــــــــــــــوووی پدرام؟

میگه :  پدرام؟

 میگه : پدرام پاشو! پـــــــــدرام! پدرام چشماتو وا کن . پدرام برق اومد! پدرام تورو خدا! آب اومد! پـــــــــدرام پـــــــــدرام پـــــــــدرام پـــــــــدرام پـــــــــدرام

Real eyes realize real lies that they say to us...

سه شنبه 28 خرداد ماه سال 1387

واسه Negi

بیا نگی ، تو ادامه مطلب چند تا از اسامی هستش. یه دونه کتاب هم دارم که اسامی خدایان یونان توش هست! اگه میخوای تا اونم برسونم به دستت؟ خواستی بهم بگو...


ادامه مطلب
دوشنبه 27 خرداد ماه سال 1387

شدلثمهدش تخمهث Hk[gdkh [,gd

خودم میدونم هیچ ربطی به آنجلینا جولی ( Angelina Jolie ) نداره...

جمعه 24 خرداد ماه سال 1387

خلقت!

Baking پودر
Baking نپودر
زیر گنبد کبود،غیز از خدا هیچ کس نبود!



به نام خداوند باحال که ناگهان زمین را آفرید و ماسوا را همچون اضافات در آن پراکنده ساخت تا تو بنگری و سرگیجه بگیری و به پنج شنبه شب ها ایمان بیاوری و خود را افزایش دهی! زان پس تو را روی دوپا ایستاند که از دیگر موجودات مجزا به نظر آیی! و تو میآیی! گویند سپس به تو پول داد که لباس بخری از هم نوع خود اگر بود که نبود. پس تو خود را با برگ پوشاندی و با کوبیده اطعام کردی و بالیدی چون دبه ی ییلاق. هان ای فرزند آدم ، تو را اینگونه خطاب میکنم باشد تا فکر کنی آدمی. پس ای فرزند آدم بدان و آگاه باش که تو اشرف مخلوقاتی و مشرف عالم و اگر چشم باز کنی می بینی و می لب و می گوش...



و این گونه شد که تو از خاک شدی ( إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِن طِینٍ )۱ و نیروی بلقوه ی آسفالت شدن در تو نهاده شد و بار امانت مردانه و زنانه و بچه گانه فقط ۱۰۰۰ تومن بدوبدو بیا...

 

از شبنم عشق خاک آدم گل شد  ***  یک لمحه به زور این پدی عاقل شد

نار شیطان به ناگاه به دیوار زدند  ***  یک قطره در او پرید و پدرام چل شد


۱. من بشری از گل می آفرینم (صوره ی ص،آیه ی ۷۱ ).

شنبه 11 خرداد ماه سال 1387

علی پورقدیری

به قول امین تو کما ، اینقدر حرف زدیم که عادت نوشتن از سرمون پرید!

 

 

اینم علی ( وسطی ) دوست دوران راهنمایی پاناما که تقریباْ ۸ سال بود ندیده بودیمش و چند وقتی میشه که از ترونتو اومده! خیلی بچه گلیه...

توضیحات این پست در


ادامه مطلب