صفحه شخصی پدرام اعظم پناه

تمامی مطالب این وبلاگ شخصی و متعلق به من و دوستانم میباشد.از عزیزان خواهشمندم دقت فرمایید که در این وبلاگ گشتم نبود نگرد نیست!


آموزش زبان انگلیسی در خواب آموزش زبان انگلیسی در خواب
با ضمیر ناخودآگاه خود به آسانی زبان یاد بگیرید
درمان سرطان با سایبرنایف
بیمارستان فوق تخصصی سرطان بیکن در مالزی.درمان موثر تومورهای سرطانی
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 29 اسفند ماه سال 1386

هفت خان،اتل متل توتوله

دیشب عجب شبی بود! تا رسیدن به خونه هفت خان رستم رو طی کردیم.انگار زمین و زمان دست به دست هم داده بود که حال ما رو بگیره.اما دم زمین و زمان گرم،فقط در حد حال گیری بود...

فکر کن دعوت بشی تو یه باغی که دیشبش هم همون جا اینقدر رقصیدی که صبحش گردنت درد میکنه،بعد تازه ساعت ۱۰ - ۱۱ مهموناش بیاند...

یا مثلاً فکر کن رفیقاتو از ماشین به خاطر ایست بازرسی پیاده کنی کنار سه تا تاکسی،بعد که حرکت کردی تو اتو بان،بت زنگ بزنند بگند هر سه تا تاکسی توش پر مأمور بوده...

یا مثلاً فکر کن ساعت ۱۲ شب دعوت شی خونه یه رفیقا دیگت که توش ۱۶ - ۱۷ تا پسر دختره،بعد که با تاکسی میری در خونشون ببیتی مأمورا ریختند دارند همشونو میگیرند...

بعد فکر کن بخوای بری خونه اون یکی دوستت،موبایلش قطعه و خودشم رفته تو اینترنت و تلفن خونش اشغال شده...

ولی در کل خیلی خوش گذشت.می ارزید...

There are things that you cant see in here!

ترجمه شعر اتل متل توتوله به انگلیسی...

How's Hassan's Cow? she doesn't have neither milk nor tits. They took her milk to India. Marry a Kurdish Woman. Name her amghezy...
Around her hat reddish. Aachin and Vaachin cross one of your legs