بعد از اینکه انتخواب رشته دانشگاه سراسری رو اشتباه کردم و نتیجه اون شکلی شد که تو چند تا پست قبل تر نوشتم داشتم،دیگه کم کم داشتم به خودم میقبولوندم که شکست مقدمه پیروزیه و سال دیگه هم هست و شاید سال دیگه یه رشته خوب قبول شدی و...
داشتم دیوونه میشدم. به قول یکی از دوستام " سیــــــــروس" یه آدم اکتیو و بلفعلی مثل من تو این یه سال تو خونه روانی میشه.
همش این فکرا تو سرم بود که بابا این دیگه چه بد شانشی بود من آوردم.موجودی بد شانس تر از منهم هست؟ من اگه شانس داشتم که با کت و شلوار با دنیا میومدم.حتی اگه بگم شب ها خوابم نمیبرد دروغ نگفتم.هر روز این چند روز مثل یک سال برام میگذشت.حتی دیگه آن لاین هم نمیشدم.سرما خوردگی شدید هم پیدا کرده بودم (هنوز هم دارم)...
تا این که...
امشب از عروسی یکی از فامیل ها برگشتم.تلفن کردم به یکی از بهترین دوستام.گفت چند دقه دیگه خودم بهت زنگ میزنم.زنگ زد و بهم تبریک گفت که مهندسی فناوری اطلاعات قبول شدم.اول یه جورایی با تعجب همینجوری سر درگم گفتم نه بابا بیـــــــــخیال دیگه باشه واسه سال دیگه،ولش کن، حالا دیگه چه خبر، و......تا، حالا فعلا کاری نداری؟ و قطع کردم...
یه چند دقیقه ای فکر کردم که این دوستم چی چی گفت؟ مهندسی IT ؟
دوباره زنگ زدم بهش گفتم چی گفتی؟ کجا دیدی؟ گفت تو سایت سازمان خراب شده سنجش...
قطع کردم و کانکت شدم.
اعلام اولویت قبولی بعدی در استان اقامت آزمون سراسری سال 1385
شماره داوطلبی و ...
نـــــــــــــــــه بابا،انگار راستی راستی قبول شدم... اونم مهندسی فناوری اطلاعات،همونی که میخواستم،اونم تو شهر خودم.آره؟



