بگذارید و بگذرید
ببینید و دل مبندید
چشم بیاندازید و دل مبازید
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
تمامی مطالب این وبلاگ شخصی و متعلق به من و دوستانم میباشد.از عزیزان خواهشمندم دقت فرمایید که در این وبلاگ گشتم نبود نگرد نیست!
مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی |
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده |
|
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
|
|
بگذارید و بگذرید
ببینید و دل مبندید
چشم بیاندازید و دل مبازید
که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
دو عالم را به یک بار
از دل تنگ برون کردم تا جای تو باشد
1 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
فـــــــــــــــرهنگ لغات
آدامس : تنها چیزی که توی دهان خانم ها بند می شود
آدم خوار: انسان دوست افراطی
آدم مغرور: کسی که اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگوید : یه وجب بلند تر بزن
احمق: کسی که دختر همسایه را در تاریکی نبوسد
ادب : یعنی کمک به یک خانم زیبا در عبور از خیابان حتی اگر به کمک احتیاج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگی است و در قمار معمولا برد با کسی است که بیشتر تقلب کند
الکل : مایه گرانبهایی که همه چیز را محفوظ نگاه می دارد مگر اسرار را
اوراقچی : تنها موجودی که زنها را بهترین رانندگان دنیا میداند
ایده آل : شوهری که بتواند با زنش بهمان دقت و ملایمتی که در مورد اتومبیل تازه اش دارد رفتار کند
بزبیار : فلک زده ای که زنش زشت و کلفتش بیریخت باشد
بوسه : تصادفی که فقط یک سیلی به آدم ضرر می زند
بیست سالگی : دورانی که پسر ها دنبال معشوقه می گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضویکه چشم چرانها با آن ارتزاق می کنند
خسیس : کسی که وقتی خانه اش آتش می گیرد برای اینکه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشانی بدود
خوش بین : مردی که تصور کند وقتی زنی پای تلفن خداحافظی کند گوشی را خواهد گذاشت
دست : عضوی که در سینما نزد صاحبش بند نمی شود
دوران تجرد : دورانی که معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود
رفیق : کسی که همیشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبیدن با اتیکت دو جنس مخالف
زوج ایده آل : شوهر کر و زن لال
سوءظن : سعی در دانستن چیزیکه بعدا" انسان آرزو می کند ای کاش آنرا نمی دانست
سینما : جایی که پشت سر شما حرف می زنند
عشق : دردسری که برای فراموش کردن آن باید عشق تازه تری پیدا کرد
سرخ پوست : مرد خوشبختی که وقتی زنش اورا می بوسد صورتش ماتیکی نمی شود
سنجاق قفلی : تنها قفلی که بدون کلید باز می شود
ماچ : بوسه ای که هنوز رنگ آرتیستی نگرفته
مرد مجرد : کسی که هنوز عیوبی دارد که خود نمی داند
معجزه : دختر خانمی که زنگ آخر جیم شود و به سینما نرود
موش : خانم هایی که نصفه شب به جیب شوهر هایشان شبیخون می زنند
هالو : شوهری که دستکش ظرفشویی را بجای اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد .
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
من درس می خوانم
تو درس می خوانی
او سر چهار راه آدامس می فروشد
من شام می خورم
تو رستوران می روی
او گرسنه است
من به ییلاق می روم
تو با دوستانت همه ی بعد از ظهر را قدم می زنید
او با دستمالش شیشه ی ماشین ها را تمییز می کند
من پول تو جیبی ام را از پدرم می گیرم
تو ماهیانه ات را مادرت می گیری
او ترازویش را در پیاده رو جلویش گذاشته و 10 تومنی هایش را نگاه می کند
من پدرم را دوست دارم
تو مادرت را بیش از هر کس دوست می داری
او پدرش معتاد است و مادرش در خانه ای کار میکند
پدر من مادرم را دوست دارد
پدر تو به مادرت عشق می ورزد
او پدر و مادرش از هم طلاق گرفته اند
من یک خواهر بزرگ تر و یک برادر کوچک تر دارم
تو یک برادر بزرگ تر و دو خواهر کوچک تر داری
او 6 برادر و 3 خواهر دارد
برادر من دانشگاه می رود
خواهر تو دبیرستانی است
او برادر هایش یا معتادند یا در زندان یا ...
من عاشق شده ام
تو می دانی عشق چیست
او تا کنون به هیچ چیز عاشقانه نگاه نکرده است
من آن لاین هستم
تو آن لاین هستی
او بی نان است
من از سیاست متنفرم
تو سیاست را دوست داری
او شکم سیر را بیشتر از سیاست دوست دارد
من تابستان را دوست دارم
تو بهار را و شکوفه ها را دوست داری
برای او تابستان و زمستان فرقی ندارند
من شب های داغ تابستانی را بی روانداز می خوابم
تو شب های سرد زمستان را با پتوی گرمت می خوابی
او در زمستان و تابستان فقط یک زیر انداز لازم دارد
شهر من زیبا نیست
شهر تو زیبا است و دوستش داری
شهر او را تلی از خاک بر جا مانده از زلزله است
تفریح من گوش دادن به موسیقی است
تفریح تو دیدن فیلمی است
تفریح او آب تنی در حوضچه ی وسط میدان است
من از زندگی ام راضی نیستم
تو زندگی ات را دوست داری و به خواسته هایت رسیده ای
برای او زندگی اجباری است بدون انتخاب
من او را دیده ام
تو او را دیده ای و تا کنون به زندگی او دقت نکرده ای
او برای ما حقیقتی تلخ است
او را دیده ای ؟ به زندگی اش فکر کرده ای ؟ می شناسی اش ؟ حاضری به جای او زندگی می کردی ؟ او علت است یا معلول ؟

1 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
When you feel unlovable, unworthy and unclean
when you think that no one can heal you
Remember, Friend
God Can
وقتی احساس نا توانی در دوست داشتن می کنی
وقتی احساس بی لیاقتی می کنی
وقتی احساس نا پاکی می کنی
وقتی احساس می کنی کسی نمی تونه درد ها تو التیام ببخشه
به یاد داشته باش دوست من
خدا می تونه
When you think that you are unforgivable
for your guilt and your shame
Remember, Friend
God Can
وقتی احساس می کنی قابل بخشش نیستی
برای شرم و گناه هات
به یاد داشته باش دوست من
خدا می تونه
When you think that all is hidden
and no one can see within
Remember, Friend
God Can
وقتی فکر می کنی همه چیز پنهانه
و هیچکس نمی تونه درون رو ببینه
به یاد داشته باش دوست من
خدا می تونه
And when you have reached the bottom
And you think that no one can hear
Remember my dear Friend
God Can
وقتی به کلید می رسی و فکر می کنی
هیچکس صدایت را نمی شنود
به یاد داشته باش دوست من
خدا می تونه
And when you think that no one can love
The real person deep inside of you
Remember my dear Friend
God Does
وقتی فکر می کنی کسی نمی تونه
به شخص حقیقیی که درون است
عشق بورزه
به یاد داشته باش دوست من
خدا می تونه
1 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
هیچ کس اینجا نیست ، هیچ کس و بیابان سراسر سکوت است و سکوت و سکوت و ساکنین بیابان ، این محکومین حبس ابد زندگی خاموش و بی صدا با چشمانی وق زده و گاه نگران خیره به نگاههای مبهم و پرسوال دیگری زل زده اند گویا هر کدام دیگری را مسئول محکومیت خود میدانند و روی نگاههای همه ی آنها پرده ای از ابهام کشیده شده تا دیگری حقیقت نگاهشان را نفهمد زیرا که هیچ کدام نمیدانند در پس پرده ابهام نگاه همراهشان چه چیزی نهفته و حال اونقدر این پرده ضخیم شده که حتی خودشان هم حقیقت نگاهشان را در آینه وجودشان نمی یابند ، نمیدانند عشق آنها را بی تاب کرده و یا نفرت و کینه بی قرارشان ساخته ، آنها تنها آموخته اند که سکوت کنند زیرا که نمیدانند مستمعشان چگونه میشنود و این پند پیر تنها میراث گذشته مشترکشان می باشد . آری هیچ کس اینجا نیست ، هیچ کس و بیابان سراسر سکوت است ، سکوت و سکوت ...
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
عشق کودکی سر به هواست که قولش را فراموش میکند
کور و کر است وقتی چیزی میخواهد
و هرگز از خواسته اش نمیگذرد
آرزویش زمان نمی شناسد
و به شادی اش اعتمادی نیست
با یک جهان نا امیدی به پیش میتازد
و با بازیچه ای از دست میرود
عشق واقعی آتشی دیرپاست که همیشه در جان شعله میکشد
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
تا بی خبر بمیرد در درد خود پرستی
1 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
اونی که دوستم داشت رفت...
اونی که دوستم بود ماند ...
همیشه سعی کنین دوست خوبی داشته باشین قبل از اینکه کسی رو دوست داشته باشین.
ارزش یک دوست خوب خیلی بالاتر از دوست داشتنه ....
1 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
Arian
Compiled by Javaneh Khodabakhsh
September 8, 2004
iranian.com
"Taa Beenahaayat"
A new album from Iran's most popular band

* Afsoongar
* Sokoot
* Shaaparak
* Mage Mishe
* Khorshide Eshgh
* Kaashki
* Kabootar-haaye Sepid
* Gomshodeye man
* Bezaarberam
* Aroom Aroom
Visit their site: Arianmusic.com
2 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
عشق از دیدگاه
:
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
one night a man had a dream . he dreamed he was walking along the beach whit the lord across the sky flashed scenes from his life . for each scene he noticed two sets of foot prints in the sand, one belonging to him and the other to the lord
when the last scene of his life flashed before him , he looked back of the foot prints in the sand . he noticed that times along the path of his life there was only one set of foot prints . he also noticed that it happened at the very lowest and saddest times in his life
this realy bothered him and he questioned the lord about it, " lord you said that once i decided to follow you, you"d walk with me all the way but i have noticed that during the most troublesome times in my life, there is only one set of foot prints. I don't understand why when I needed you most you would leave me
the lord replied , my precious , precious child , I love you and I would never leave you . During your times of trail and suffering , when you see only set of foot prints , it was
then that I carried you

0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
- سر چهارراه وقتی چراغ سبز شد دستتون رو روی بوق بذارین تا جلویی ها زود تر راه بیفتند
- وقتی عده زیادی مشغول تماشای تلویزیون هستند مرتب کانال رو عوض کنین
- عکسهای عروسی دوستتون رو با دستهای چرب تماشا کنین
- با یه پیتزا فروشی تماس بگیرین و شماره تلفن پیتزا فروشی روبروییش که اونطرف خیابونه رو بپرسین
- جای برچسبهای قرمز و آبی شیرهای آب توالت هتل ها رو عوض کنین
- توی مهمونی ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواین که هر چی شعر بلده بخونه
- وقتی از کسی آدرسی رو می پرسین بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوی چشمش از یه نفر دیگه بپرسین
- وقتی دوستتون موهای سرش رو کوتاه میکنه بهش بگین موی بلند بیشتر بهش می یاد
- به کسی که دندون مصنوعی داره بلال تعارف کنین
- وقتی دوستتون رو بعد ازیه مدت طولانی می بینین بگین چقدر پیر شده
- وقتی کسی در جمعی جوک تعریف می کنه بلافاصله بگین خیلی قدیمی بود
- چاقی و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش یادآوری کنین
- مرتب اشتباه لغوی و گرامری دیگران هنگام صحبت رو گوشزد کنین و بهش بخندین
- وقتی از آسانسور پیاده میشین دکمه های تمام طبقات رو بزنین و محل رو ترک کنین
- وقتی با بچه ها بازی فکری می کنین سعی کنین از اونها ببرین
- ایده های دیگران رو به اسم خودتون به کار ببرین
- کرایه تاکسی رو بعد از پیاده شدن و گشتن تمام جیبهاتون به صورت اسکناس هزاری پرداخت کنید
- روی اتوبان و جاده روی لاین منتهی الیه سمت چپ با سرعت پنجاه کیلومتر در ساعت حرکت کنین
- اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرایشگرتون تعریف کنین
- وقتی کسی لباس تازه می خره بهش بگین خیلی گرون خریده و سرش کلاه رفته
- روی ماشینتون بوقهای شیپوری نصب کنین
- در یک جمع سوپ یا چایی رو با هورت کشیدن نوش جان کنین
- بوتیک چی رو وادار کنید شونصد رنگ و نوع مختلف پیراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد
بگین هیچ کدوم جالب نیست و سریع خارج بشین
ـ ورقهای جزوه ء ۳۰۰ صفحه ای دوستتون که ازش گرفتین زیراکس کنین رو قاطی پاتی بذارین ، یا بر هم بزنین ، بعد بهش پس بدین
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
دوستی یک حادثه است و جدایی یک قانون
پس بیا حادثه ساز و قانون شکن باشیم
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه

1 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
جون بچتون هر کس فرق Although و Despite و In Spide Of رو میدونه تا قبل از ساعت ۴ همین روز به من بگه.
اِمتحان دارم.
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
یه فلش خیلی قشنگ و حرفه ای و خنده دار و یه مقدار سکسی این پایین گذاشتن.اگر با عقاید شما جور در نمیاد و یا زیر ۱۸ سال هستید کلیک نکنید. بعد نگی نگفتی هااا...
این جا کلیک کن
1 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
0 نظر
( لازم به ذکر است که نظرات شما اصلاً مهم نیست )
|
توسط: پدرام اعظم پناه
| 1 | 2 | 3 | >> |